خلاصه قسمت پنجاه و نهم سریال افسانه جومونگ
بالاخره روزی که سونگ یانگ به خاطر رسیدن نیروهای کمکی هان جشن گرفته از راه میرسه و سوسانو همون شب برای حمله اماده میشه

سوسانو به یاد میاره که به بچه هاش قول داده انتقام خون پدرشونو بگیره و برگرده

وقتی سوسانو توی بیریو تو فکر حمله ست،جومونگ میرسه گیه رو و بهش میگن سوسانو دو سه روزه رفته بیریو

ماری به غیرتش برمیخوره و به جومانگ میگه که هر طوریه بابد برن کمک سوسانو

نیروهای حمله رو شروع میکنن و سربازای بیریو هم (این بیریو عجب قوم کثیفیه ،تا میتونن پسر جومانگ رو اذیت میکنن)به خاطر مشر...که خوردن بی حالند و نای حمله ندارند



ولی با این وجود تعداد اونا از افراد سوسانو بیشتره و سوسانو زخمی میشه


اونو کشون کشون میبرن به یه خرابه و تقریبا تمام افرادش کشته میشن

پسر عمه سوسو و سویانگ بالای سرش میمونن و سویانگ میگه خونریزیش زیاده و باید یه کاری واسش بکنیم که سوسانو به حرف میاد و میگه منو ول کنین و برین که من دیگه رفتنی ام...


همون موقع ست که جومونگ و سه تفنگدار به بیریو میرسن و حمله رو شروع میکنن
