جیمز هرچی تلاش میکنه واسه اینکه بتونه دلالی معامله کره با امریکا رو جوش بده نمیتونه و فعلا ، به دربسته میخوره....نگهبان هتل هم بعد از کتک مفصلی که از هری خورد، واسش جاسوسی میکنه و هروقت که ماریا رو میبینه به هری خبر میده


تائ هیوک با پدرش و رییس ان ای سی غذا میخوره و از شانس بدش نامزد لوسش هم میاد و تائ یه نگاه هم به اون نمیندازه، مهمونی که تموم میشه، باباش میگه بچه تو ابرو و حیثیت ما رو بردی خب اگه نمیخوایش حرف بزن!

ماریا به کافه کنار هتل میره و هری هم طبق جاسوسی های بجای نگهبان هتل ، میره پییشش میشینه و ماریا از اینکه انقدر هری به اون احساس نزدیکی کنه بدش میاد و به هری میگه اگه اومدی بخوری ،مثل ادم بخور و برو، ماریا انقدر زیاده روی میکنه که حالش بد میشه و هری کولش میکنه ، نگهبانه فکربد میکنه و کلی سر به سر هری میذاره، هری ماریا رو به اتاقش میبره و شماره اش رو یواشکی برمیداره!






ملاقات های ماریا و تائ هیوک توسط دو تا جاسوس متفاوت به جیمز و رییس ان ای سی خبر داده میشه


صبح روز بعد نگهبان با غذای سفارش هری وارد اتاق ماریا میشه ، هری مرتب به ماریا فکر میکنه و بعد از ورزشش یه سر به هتل میزنه



تائ هیوک برای روشن کردن وضعیت مرگ اوا، پیش پدر زن الکی اش میره و ازش میخواد توضیح بده ، اونم یه مشت راست ودروغ سر هم میکنه و میگه اولا که خیلی کله گنده ها تو این جریانن


ثانیا اون واسه وطن مرده

تائ عصبانی میشه و میگه قبرتو کندی ، صبرکن حالا پدرتو در میارم

تائ هیوک صدای اونو وقتی این حرفها رو میزده ضبط کرده و به یکی از دوستاش میگه که باید جیکار کنه


اون یارو هم میگه یه کم صبر کن بهت میگم


همون روز یه درگیری توی ابهای کره پیش میاد که به نفع جمیز مییشه تا انحصار معامله اسلحه دستش بیفته و راحت تر بتونه نظامی های کره رو واسه معامله راضی کنه


پسر چا هم که حسابی دلباخته سوجی شده به خاطر اون به کافه میاد و هر روز با هم صفا سیتی!



قضیه وقتی جالب میشه که دوست تا ئ هیوک جاسوس رییس ان ای سی در میاد وبهش میگه که داامادت صداتو ضبط کرده،


از اونجایی که باید یه نفر تاوان این اشتباه تائ هیوک رو پس بده ، ماریا رو هدف میگیرن

یکی از کارکنانشون به عنوان مستخدم وارد اتاق ماریا میشه و با بیهوش کردن اون میبرنش


نگهبانه شانسی میبیندشون و یه موبایل میندازه تو ماشینی که دزدها داشتن

و بعد هم به هری زنگ میزنه و با ماشین دوست دخترش با کمک جی پی ار اس میرن دنبال ماشین


هری که حس بدلکاری بهش دست داده با ماشین وارد گاراژ میشه،و بزن بزن شروع میشه، نگهبانه ماریا رو نجات میده اما تازه دردسر ها شروع میشه


اون سه تا بدو ، مزدورها بدو تا اینکه نگهبانه از ترسش میپره تو اب و سالم میمونه اما ماریا و هری رو یه سر ی ادم گردن کلفت دوره میکنن و هری یه کتک مفصل میخوره


وقتی یکی ازاونها میخواد ماریا رو با چوب بزنه هری غیرتی میشه و ...


هری از شدت کتک های زیاد بیهوش میشه و ماریا هم کت بسته توی ماشینه و ماشین هم بالای دریا!

میخوان بندازنشوون تو دریا که جیمز نمیذاره

از اون طرف هم وقتی تائ هیوک میره هتل و ماریا رو نمیبینه و جریان رو حدس میزنه التماس رییسه میکنه و میگه دختر زشت ترشیده لوست ر ومیگیرم عوضش کاری به ماریا نداشته باش حتی زانو هم میزنه

واسه همین ماریا و هری زنده میمونن


در عوضش ماریا رو به زور میبرن فرودگاه که بره امریکا، ماریا به بهونه دستشویی رفتن یه چند دقیقه جیم میشه و اونجا با موبایل یه نفر به تائ هیوک زنگ میزنه و میفهمه که امروز روز نامزدی تائ هیوک هست


دید ماریا به تائ هیوک عوض میشه ،بیخبر از اینکه اون تاوان برگردوندن جون یه نفر دیگه رو داره میده!

هری هم وقتی به هوش میاد که میبینه وسط یه دریا ایستاده و معلوم نیست کی کجاست!