خلاصه قسمت نهم سریال سکوت
حتما به یاد دارین که شن شن از خونه وی به حالت قهر ا ومد بیرون و وی هم دنبالش .....
وی خودشو به شن شن میرسونه و میگه من که میدونم تو منو دوست داری این قدر ادا در نیارو بیا مثل بچه های خوب بشو دوست دخترم



شن شن قهر میکنه بازم و راهشو میکشه میره
وی که دیگه امیدی واسه زندگی نداره تا 10 میشماره تا اگه تو این مدت شن شن برنگشت خودشو بندازه تو اب و خودکشی کنه
وقتی میفته تو اب شن شن صدارو میشنوه و میره از اب میاردش بیرون و تازه میفهمه این یارو چقدر دیونه ست....
از اب که میاردش بیرون ،وی بهش میگه تو فقط یه چند ماه دوست دختر من باش هر چی خواستی بهت میدم
شن شن ناراحت میشه و میزنه تو گوشش و ول میکنه میره


با همون قیافه خیس و موش اب کشیده ،میره خونه و طبق معمول سوالهای ژوژان شروع میشه که دیشب کجا بودی و تو تا حالا از این لباس ها نداشتی

شن شن سر و ته قضیه رو هم میاره
دوست وی واسه معالجه اش میاد خونه و یه خورده نصیحتش میکنه بلکه ادم بشه
ژوژان واسه داد و بیدادهای اون دفعه اش از شن شن عذر خواهی میکنه و همه چی به خیر و خوشی فیصله پیدا میکنه


ژوژان واسه اینکه تا اونجا که میتونه از وی فاصله بگیره میره شرکت تا از شغلش استعفا بده که منشی بهش میگه کجای کاری که شدی دستیار رییس؟!

ژوژان میگه والا ما از این صدقه ها نمیخوایم


دختره میگه خریت نکن وقبول کن تا با هم حال وی رو بگیریم من میدونم تو واسه دوست دخترت نگرانی
خلاصه دوتایی نقشه میکشن و خیلی خفن بین شن شن و وی جدایی میندازن
وی واسه شن شن اس ام اس میده که اگه منو دوست داری فلان روز بیا به پارک تا یه سری حرف ها رو واست بزنم

ژوژان این اس ام اس رو میبینه و تصمیم میگیره هر چی زودتر نقشه اش رو عملی کنه