خلاصه قسمت نهم سریال سکوت
ژوژان که با فرار شن شن تازه مستی از سرش م یگذره و
سر عقل میاد تمام مسیر رو دنبال اون میدوه
ولی پیداش نمیکنه

وی دوستش رو خبر میکنه تا شن شن رو یه چکاپ کنه و تازه دوستش واسه اولین بار این پرنسس عشق اول رو میبینه

وی میگه حتما این موقع شب اتفاق مهمی افتاده که به من پناه اورده و از دوستش تشکر میکنه که واسه معاینه اش اومده

دوسته میگه تو اگه منو د وست د اری برو اتاق عمل بلکه خوب بشی

یه چند ساعت بعد شن شن بیدار میشه و ماجرای ناراحتیش
رو برای وی میگه
شن شن واسش توضیح میده که ژوژان یه شماره تلفن رو که خیلی واسه اون مهم بوده سالها قایم کرده

وی کنجکاو میشه که حتما منظورش خودشه

وقتی شن شن بیشتر توضیح میده که به خاطر همین گم
کردن شماره از عشقش جدا مونده وی میفهمه که چقدر اوضاع خطریه واونم هنوز عشق دوران بچگیشو دوست داره
و دوراهی تبدیل به ده راهی میشه و نمیدونه چه گلی به
سرش بگیره
فردا صبح شن شن یه یادداشت میذاره و درش از وی تشکر
میکنه اما سوتش رو جا میذاره

همون موقع یه مهمون ناخونده از راه میاد و وی نامزدشو پشت در میبینه
بهش میگه والا تا اونجایی که من یادمه ما از هم جدا شدیم دختره میگه هنوز چون رسمی به هم نخورده من زنتم و به این راحتیها هم ولت نمیکنم

شن شن برمیگرده خونه ،توی اتاقش ژوژان که یه دستش واسه خاطر شکستن اینه زخمیه منتظرشه و چون خودش ناراحتش کرده خیلی به شن شن گیر ننمیده که دیشب کجا بودی

نامزد وی با دوستش حرف میزنه و دکتره هم واسش توضیح میده که ممکنه اگه جراحی بشه حالش خوب شه

و تو اگه میتونی و عرضه داری کاری کن که راضی بشه

وی میره خونه شن شن تا سوتش رو بهش بده

اونجا بچه ها رو میبینه که باهم بازی میکنند و وقتی سوت شن شن رو میبینن
از اینکه دست وی هست تعجب میکنن،وی بازم سرگردونه ....